ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
942
سفرنامه شاردن ( فارسى )
مرحلهء جوانى را پشت سر نهادهاند و به مرز كهولت نزديك شدهاند اثر ندارد . طلّاب پس از اين كه در دانش اندوزى پيشرفت قابلى حاصل كردند به بحث و مذاكره مىپردازند . بدين منظور دستههاى سه يا چهار نفرى و نه بيشتر تشكيل مىدهند يكى جنبهء بحث مثبت و ديگر جنبه منفى مسأله مورد مذاكره را مىگيرد و در محضر مدرّس ، و يا بىحضور او به بحث و جدل مىپردازند ، ولى بر خلاف دانشجويان اروپايى كه به هنگام تحصيل علوم پزشكى و حقوق غالبا به بحث و مذاكره مىپردازند ، طلاب ايرانى از مذاكره خوددارى مىورزند . آنچه آوردم اشارتى است به نحوهء تعليم و تعلّم در ايران ، اما گفتنى است كه اين روش دربارهء تحصيل افراد تنك مايه معمول و مرسوم است ، و افراد متمكّن براى تحصيل فرزندان خود معلمان سر خانه به خدمت مىگيرند ، حتى آنان كه دارايى بسيار دارند معلمين را در خانهء خود نگاه مىدارند ، و اين كار دشوار نيست ، و خرج بسيار ندارد ، زيرا طلّاب باسواد و آماده به تدريس كه اغلب آنان نادار و جوياى كارند بسيارند . چنان كه در اوّل كتاب آوردهام ايرانيان بر اطلاق مردمانى ظريف طبع باريك انديشه ، نكته ياب ، هوشمند و روشن نگر و باادبند ، و اگر به اين محاسن ، جديّت ، بىنيازى ، خرسندى و خويشتندارى ، و شوق مداومت در دانشآموزى و فداكارى در كسب علم را بيفزاييم قابليّت آنان در نيل به مقامات علمى محرز مىگردد ، و اگر به تقليد ما در طريق كسب دانش همّت خويش را تنها مصروف يك رشته از علوم كنند ، و اگر مانند ما كتابهاى چاپى متنوع و ارزان قيمت در دسترس داشته باشند ، و اگر مدرّسان و استادانشان در تعليم آنان صداقت و صميميت و جديّت كامل مبذول بدارند ، بتحقيق به ترقيّات علمى بيشتر نائل مىشوند ، ولى چنان كه مىگويند استادان اين احسان را فقط نسبت به بستگان و دوستان صميم خود روا مىدارند . آنچه غرور و خويشتن نگرى استادان ايران را در نظرم نمايان مىكند حسدورزى و بخل و بدبينى ايشان نسبت به اروپاييان است . آنان در ضمير خود نسبت به ترقيات دامنهدار ما در زمينهء علوم معترفند ، و برترى ما را مىپذيرند ، امّا همواره علوم خويش را از ما پنهان مىدارند تا گمان برند و خويش را دلخوش دارند چيزهايى بيشتر از ما دارند و مىدانند و من هنگامى كه در زمينهء اصول ساختمان